در جستجوی خوشبختی

قدر تو به اندازه ی صبر توست و رازهایت نهفته در صبرهایت ، اصلا تو آمده ای که صبر کنی..

در جستجوی خوشبختی

قدر تو به اندازه ی صبر توست و رازهایت نهفته در صبرهایت ، اصلا تو آمده ای که صبر کنی..

در جستجوی خوشبختی

همانا به یاریِ اراده، باید از شر تفکر فانی رها شد.. «استیو تولتز»

پیوندها


همین حالا که این مطلب را می خوانید کارآفرینان سیلیکون ولی و دانشمندانی از سراسر دنیا تلاش می کنند تا در فرایند یکی از اجتناب ناپذیرترین رویدادهای زندگی یعنی مرگ اختلال ایجاد کنند و زندگی دیجیتال ابدی را برای انسان میسر کنند.

محققان علوم رایانه و متخصصان حوزه هوش مصنوعی اعلام کرده اند که مشغول توسعه برنامه ای هستند تا از مرگ نظری افراد جلوگیری نمایند و از این طریق مسیر را برای زندگی تقریبا پایدار و همیشگی آنها و همچنین پاسخگویی به مجموعه ای از پرسش های فلسفی و اخلاقی هموار نمایند.

البته برخی نوآوری های صورت گرفته در این زمینه پیشتر به شکلی اغراق شده تر در فیلم تخیلی آینه سیاه یا Black Mirror به نمایش در آمده اند؛ مبدع یکی از این نوآوری ها استارتاپی به نام Nectome است که باور دارد افراد حداکثر تا صد سال آینده قادر خواهند بود ماهیت ذهن خود را به صورت دیجیتالی در بیاورند.

Robert McIntyre و Michael McCanna از فارغ التحصیلان MIT (موسسه تکنولوژی ماساچوست) و بنیانگذاران شرکت Nectome ادعا دارند که پیشتر با موفقیت توانسته اند کانکتوم های (منظور از کانکتوم نقشه های عصبی هستند که نقشی کلیدی در حافظه ایفا می کنند) مغز یک حیوان را حفظ نمایند و هم اکنون مشغول مطالعه و تحقیق هستند تا این تکنیک را روی مغز انسان پیاده کنند.

این دو نفر همزمان مشغول توسعه تکنولوژی های ویژه اسکن مغزی هستند تا زندگی دیجیتال را برای انسان میسر کرده و نسخه ای دیجیتالی از ذهن بسازند.. طبق اعلام آزمایشگاه رسانه MIT:

ملاحظات عملی برای این کار شامل برابری دسترسی و توزیع یکنواخت منابع کلمات می شود اما از بُعد احساسی باید بگوییم که به سختی می توان دریافت شبیه سازی کامپیوتری مدارهای عصبی چه حسی را القا خواهد کرد.

جان هریس فیلسوف و متخصص بیوتکنولوژی اما تردید دارد که آیا اساسا امکان ادامه حیات باهوش ترین افراد هم به صورت مجازی ممکن خواهد بود یا خیر. او در این باره می گوید:

ما موجوداتی از جنس گوشت و خون هستیم و به سختی می توان تصور کرد که روزی در وضعیتی خارج از حصار تن مان به زندگی ادامه دهیم. با این حال تنها موسسان شرکت Nectome نیستند که باور دارند می شود مغز انسان یا دست کم بخش هایی از آن را درون کامپیوترها آپلود کرد.

سیلیکون ولی ماوراء الطبیعه

زندگی دیجیتال

Ray Kurzweil مدیر مهندسی گوگل پیش بینی کرده که تا سال ۲۰۳۰ میلادی انسان قادر خواهد بود مغز خود را به کلاود متصل نماید. سم آلتمن سرمایه گذار سیلیکون ولی نیز که از موسسان شرکت Y Combinator است و نقشی کلیدی در شکل گیری استارتاپ های مختلف ایفا کرده از دیگر افراد مطرحی است که به این نظریه باور دارد.

آلتمن پیشتر در مصاحبه اش با نشریه MIT Technology Review در توضیح دلایلش برای پیوستن به فهرست مشترکین Nectome گفته بود:

تصور میکنم [به زودی] مغزم روی کلاود آپلود می شود.

مدتی پیش McIntyre هشدار داد که طرح او برای آپلود ذهن انسان می تواند به صورت صد درصدی کُشنده باشد؛ به بیان دیگر باید مغز تازه بماند تا حافظه آن آپلود گردد و برای این منظور لازم است که فرد موافقت خود را با اتانازی اعلام نماید. به دنبال انتشار این سخنان جمعی دیگر از عصب شناسان و دانشمندان علوم رایانه  ایده آپلود ذهن را مردود اعلام کردند و رعایت اصول اخلاقی توسط موسسان Nectome را به زیر سوال بردند.

در ماه آوریل نیز آزمایشگاه رسانه MIT که پیشتر حمایت خود از این پروژه را اعلام کرده بود و قرارداد همکاری با آن امضا کرده بود اعلام کرد که علم عصب شناسی هنوز «به میزان کافی» پیشرفت نکرده تا بداند حافظه و ذهن قابل نگهداری هستند یا خیر و آیا اساسا می شود نمونه ای دیجیتالی از حافظه انسان ایجاد کرد یا خیر.

در مورد یک ربات

زندگی دیجیتال

دیگر کارآفرینان حوزه تکنولوژی باور دارند که ابدیت از نوع دیجیتالی اش با کمک ابزارهای کمتر تهاجمی امکان پذیر است.

متخصصان هوش مصنوعی هم اکنون مشغول توسعه آواتارهایی هستند که وظایف کاربران را عینا شبیه سازی می کنند و قادرند بعد از مرگشان نیز همچنان با خویشاوندان و دوستانشان ارتباط داشته باشند.

حسین رهنما، استاد مهمان در آزمایشگاه رسانه MIT به تازگی اعلام کرده موفق به توسعه نرم افزاری شده که می توانند چندین گیگابایت داده روزانه ای که توسط افراد ایجاد شده را استخراج یا اصطلاحا ماین کند و براساس آن اطلاعات، مدل های مجازی از ذهن آنها بسازد.

این برنامه که «ابدیت افزوده» نام دارد در ادامه قادر خواهد بود خاطرات زندگی شما را به دیگران انتقال دهد و به پرسش های مطروحه در رابطه با برخی موضوعات خاص نظیر دیدگاه های سیاسی تان پاسخ بدهد. البته این مساله نیز به اطلاعاتی بستگی دارد که در دیتای مربوط به شما موجود خواهد بود.

رهنما همچنین در نظر دارد که دیتای به دست آمده با این روش را بعد از مرگ افراد در اختیار ربات ها قرار دهد تا ماهیت دیجیتالی شان به نحوی از موضوعات رایج باخبر باشند و حتی در رابطه با مسائلی که بعد از مرگشان رخ می دهد اظهار عقیده کنند.

زندگی دیجیتال

حسین رهنما

این پروفسور ایرانی اعلام کرده که در حال حاضر یک مشتری آینده نگر دارد؛ فردی که تلاش می کند با کمک تکنولوژی ارتباطش با شرکت متبوع خود را حتی بعد از مرگش هم حفظ کرده و به همکارانش در راستای رشد و تعالی شرکت مشاوره بدهد، با این حال اما رهنما می داند که این پروژه با مسائلی هم همراه خواهد بود و به عنوان نمونه به موضوع حریم خصوصی اطلاعات و دقت پاسخ هایی اشاره می کند که در آینده ربات طراحی شده توسط وی با استناد به اطلاعات ماین شده، به دیگران خواهد داد.

اما برای آقای هریس این ایده که آواتارها می توانند بعد از مرگمان معرف ما باشند بی معناست. این فیلسوف که از اساتید مهمان کینگز کالج لندن هم هست در توضیح دلایلش در این باره می گوید: شما می توانید از آنچه من در مورد مجموعه ای از موضوعات می گویم اطلاعات مورد نیازتان را استخراج نمایید اما جوابی که خواهید داد به هیچ وجه نمی تواند معرف من باشد.

یک آرامگاه دیجیتالی

زندگی دیجیتال

اما از نظر برخی صرف اینکه یادگاری دیجیتالی از دوست یا خویشاوندان وجود داشته باشد کفایت می کند. Eugenia Kuyda هم-بنیانگذار اپلیکیشن مبتنی بر هوش مصنوعی Replika اخیرا آواتار یکی از دوستانش به نام رامان را ساخت که در حین عبور از چهارراهی در مسکو جان باخت هرچند، او کاملا بر این حقیقت واقف است که آواتار ساخته شده دوست واقعی اش نیست.

او در این باره می گوید:

این در واقع نوعی آرامگاه دیجیتالی است که می توانم به آن مراجعه کنم و برای دوستم سوگواری کنم. این آواتار به من یادآوری می کند که دوستم چطور صحبت می کرد یا حرف زدن با او چه حسی و حالی داشت.

Eugenia اشاره می کند که در فرهنگ غربی واکنش طبیعی به مرگ، ادامه امور روزمره و حرف نزدن در مورد فرد متوفی است و اینطور ادامه می دهد: مردم مرا متهم می کنند که این آواتار را ساخته ام تا از مرگ دوستم فرار کنم اما من به آنها می گویم نه. ماجرا درست عکس این است و من با این کار در واقع با حقیقت روبرو می شوم.

ابدیت اجتماعی

هیروشی ایشگارو از متخصصین علوم رباتیک در ژاپن بر این باور است که ابدیت دو سطح مختلف دارد: یکی هوشیاری شخصی و دیگری ابدیت اجتماعی.

به گفته او تکنولوژی می تواند ابدیت اجتماعی را برای افراد به ارمغان بیاورد و امکانی را برای فرد درگذشته ایجاد کند تا از آنسوی آرامگاهش با جامعه تعامل داشته باشد با این حال تکنولوژی هنوز هم نمی تواند هوشیاری و درک شخصی افراد را جایگزین کند و آنطور که ایشیگارو با اطمینان می گوید این امکان هیچگاه فراهم نخواهد شد.

ایشیگارو در جریان تلاش هایش نسخه هایی رباتیک از برخی نویسندگان مشهور ژاپنی ساخته و از این طریق امکانی را برای آنها فراهم کرده تا آثار خود را برای دانش آموزان سراسر کشور ژاپن بخوانند. او همچنین نسخه ای دیجیتالی از از خودش ساخته و باور دارد که این نسخه می تواند حتی بعد از مرگش هم علم رباتیک را به دانشجویان دانشگاه اوسلو آموزش بدهد.

ایشیگارو معتقد است که اگر ما نسخه ای دیجیتالی از خود داشته باشیم می توانیم برای همیشه در اجتماع باقی بمانیم هرچند ابدیت شخصی غیر ممکن  است چراکه هوشیاری امری مستمر و ادامه دار نیست.

منبع: دیجاتو

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۰۷
tiamo

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی