نا محدود

قدر تو به اندازه ی صبر توست و رازهایت نهفته در صبرهایت ، اصلا تو آمده ای که صبر کنی..

نا محدود

قدر تو به اندازه ی صبر توست و رازهایت نهفته در صبرهایت ، اصلا تو آمده ای که صبر کنی..

نا محدود

همانا به یاریِ اراده، باید از شر تفکر فانی رها شد.. «استیو تولتز»

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیوندها

۶ مطلب با موضوع «ادبیات» ثبت شده است

شعر دلخواه

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا

ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند

و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها

ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند

مولانــــــــــا

قدیمی اما دوست داشتنی...

نه به خاطر آفتاب نه به خاطر حماسه

به خاطر سایه ی بام کوچکش

به خاطر ترانه ئی

کوچک تر از دست های تو

نه به خاطر جنگل ها نه به خاطر دریا

به خاطر یک برگ

به خاطر یک قطره

روشن تر از چشم های تو

به خاطر آرزوی یک لحظه ی من که پیش تو باشم

به خاطر دست های کوچکت در دست های بزرگ من

و لب های بزرگ من

بر گونه های بی گناه تو

به خاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله می کنی

به خاطر شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته ای

به خاطر یک لبخند

هنگامی که مرا در کنار خود ببینی

به خاطر سنگفرشی که مرا به تو می رساند

نه به خاطر شاهراه های دور دست

به خاطر ناودان، هنگامی که می بارد

به خاطر کندوها و زنبورهای کوچک

به خاطر جار بلند ابر در آسمان بزرگ آرام

مولاناا

رقص آن نبود که هر زمان برخیزی
بی درد چو گرد از میان برخیزی
رقص آن باشد کز دو جهان برخیزی
دل پاره کنی ور سر جان برخیزی

مولانا

سپاس خداى را که اجابتم مى‏ کند آنگاه که‏ صدایش مى ‏زنم، و هر زشتى را بر من مى‏ پوشاند و من از او نافرمانى مى‏ کنم،و او نعمتش را بر من بزرگ مى‏ گرداند ...

شرحی کوتاه بر دعاى روز دهم ماه مبارک رمضان

االلهمّ اجْعلنی فیهِ من المُتوکّلین علیکَ واجْعلنی فیهِ من الفائِزینَ لَدَیْکَ واجْعلنی فیهِ من المُقَرّبینَ الیکَ بإحْسانِکَ یاغایَةَ الطّالِبین.
از حجاب نفس ظلمانی برآی       تا شوی شایسته ی لطف خدای

ابتهاج و سرور سالک در این دعا نیز به چشم می خورد و اوخواست نهایی خویش را که همان لقاء و قرب به معشوق است به زبان می آورد. نکته ی دقیقی که در این دعا به چشم می خورد این است که برای رسیدن به مقام قرب که هدف نهایی همه ی سالکان است باید فقط بر او توکل کرد و تنها و تنها بر کشش از جانب حق متکی بود و خود را کاملا در اختیار او قرار داد و کاری را کرد که دوست می گوید.

سپاس خداى را که اجابتم مى‏ کند آنگاه که‏ صدایش مى ‏زنم، و هر زشتى را بر من مى‏ پوشاند و من از او نافرمانى مى‏ کنم،و او نعمتش را بر من بزرگ مى‏ گرداند ...

شرحی کوتاه بر دعاى روز دهم ماه مبارک رمضان

االلهمّ اجْعلنی فیهِ من المُتوکّلین علیکَ واجْعلنی فیهِ من الفائِزینَ لَدَیْکَ واجْعلنی فیهِ من المُقَرّبینَ الیکَ بإحْسانِکَ یاغایَةَ الطّالِبین.
از حجاب نفس ظلمانی برآی       تا شوی شایسته ی لطف خدای

ابتهاج و سرور سالک در این دعا نیز به چشم می خورد و اوخواست نهایی خویش را که همان لقاء و قرب به معشوق است به زبان می آورد. نکته ی دقیقی که در این دعا به چشم می خورد این است که برای رسیدن به مقام قرب که هدف نهایی همه ی سالکان است باید فقط بر او توکل کرد و تنها و تنها بر کشش از جانب حق متکی بود و خود را کاملا در اختیار او قرار داد و کاری را کرد که دوست می گوید.

بخشی از کتاب :من او را دوست داشتم

زندگی حتی وقتی انکارش میکنی
حتی وقتی نادیده اش میگیری
حتی وقتی نمی خواهی اش از تو قوی تر است
از هر چیز دیگری قوی تر است
آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند،دوباره زاد و ولد کردند!
مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند و مرگ نزدیکانشان را به چشم دیده بودند،
دوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند!
باور کردنی نیست اما همین گونه است!
زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است ..
باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد
آنقدر که اشک ها خشک شوند؛
باید این تن اندوهگین را چلاند و دفتر زندگی را ورق زد و به چیز دیگری فکر کرد
باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نوع شروع کرد!